مقالات هنری

 فلسفه هنر
 
 هنرديني و هنرقدسي 

مقالات موسیقی

 
هنرهاي‌ايراني‌و‌باستاني 

 
مقالات متفرقه هنری

 نقاشي،نگارگري     

 
روانشناسي هنر
   
 
هنر از نگاه بزرگان

هنر و خلاقيت

زيبايي شناسي

تذهیب

انسان وهنر
  

گالري

هنر هاي تجسمي 

هنرهاي باور نكردني



اخبار

 مصاحبه و گفتگو

 ااخبار هنري
 
 كتابهاي هنري



 

مدير سايت

 
 مقالات چاپ شده 

 خوشنويسي

اهداف سایت



هنر چیست؟ (تعریف لغوی هنر):
جمع آوری توسط qamari  
دوشنبه، 2 مرداد ماه، 1396
align="justify">


کیمیای هنر


هنر چیست؟ (تعریف لغوی هنر):


هنر اصالتاً کلمه ایست پهلوی و در زبان پهلوی یک کلمه‌ی مرکب است از "هو" و "نر" یا "نره".

"هو" به معنای نیک، حسن، زیبا، فضیلت و شرافت.

"نر" همان مسئله‌ی نرینگی و نر .

در ترکیب "هنر" یعنی جوانمرد، شرافتمند، نیک‌مرد یا ولی همانگونه که از معنی کلمه برمی‌آید مسئله‌ی جنسیت و نرینگی در آن مطرح نیست. در حقیقت این معنا به ساختار معنوی وماهیت درونی هنر اشاره دارد و یک امر درونی است و هنرمند باید دارای تزکیه نفس و تهذیب درون باشد؛ در اوستا می خوانیم: « تو با هنر خویش نیکان را از بدان باز خواهی شناخت».

تئوری دیگری هم هست البته جالبتر:

هنر را ترکیبی از "هو" و "نر" نمی داند بلکه آنرا ترکیبی از کلمه‌ی "هو" یعنی نیکی و "ن" میانوند که نقش خنثی دارد و جزء بعدی "اره" که در زبان پهلوی به معنای "کمال" است. یعنی کسی که کاری را در حد کمال انجام دهد.

در زبان یونانی ، هنر اصطلاحا "تخنه" نامیده می‌شد و ریشه‌ی کلمه‌ی "تکنولوژی" یا "تکنیک" است ( این اصطلاح در مغرب زمین به مدت 2500 سال کلمه‌ی معادل هنر بود) تخنه در زبان یونانی یعنی: بوجودآوردن، ساختن و فرم دادن است.در قرن 18 و 19 از کلمه‌ی "آرت" یا "ارس" (که ریشه در کلمه‌ی "اره"‌ی پهلوی دارد) استفاده شده. پس میتوان به این نتیجه دست یافت که ماهیت هنر در فرهنگ غربی و شرقی کاملا متفاوت است یعنی در فرهنگ غربی هنر یک امر برونی و عینی (Objective) است ولی در فرهنگ شرقی یک امر کاملا درونی (Subjective) است.

چینیان برای نقاشی ازطبیعت باید در حالت خلصه باشند چون اصل اول، اصل "چیچون" است؛ یعنی شخصی که می‌خواهد یک منظره بکشد باید روزها مراقبه کند باید "ذن" داشته باشد تا موقعی که طبیعت اجازه‌ی تصویرگری خودش را به او بدهد. در این حال به اصل دوم می‌رسیم یعنی قلم زدن و هرچه بر او الهام می‌شود قلم می‌زند.

در فرهنگ شرق هنر مند خالق نیست "کاشف" است یعنی پردهَ‌ها را کنار می‌زند، حجاب‌ها را برمی‌گیرد.

همین است که وقتی ویکتور هوگو برای اولین بار وارد الحمراء (در اسپانیا) می‌شود بی اختیار شعری می‌سراید:

ای قصری که فرشتگان

در خیال خود تورا ترسیم کرده‌اند

الحمراء . . .

در فرهنگ شرقی اصل در شرافت و انسانیت و پاکی هنرمند است:

قلندران حقیقت به نیم جو نخرند                   قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است (حافظ)



 
 

مرتبط باموضوع :

 درباره هنر و معرفت هنري  [ دوشنبه، 2 مرداد ماه، 1396 ] 1460 مشاهده
 ادبيات و تربيت اخلاقي  [ دوشنبه، 2 مرداد ماه، 1396 ] 1956 مشاهده
 هنر و هنرمند  [ دوشنبه، 2 مرداد ماه، 1396 ] 1933 مشاهده
 کلمه هنر در فرهنگ فارسی معین  [ دوشنبه، 2 مرداد ماه، 1396 ] 1579 مشاهده
 مبانی هنرهای تجسمی در اسلام  [ دوشنبه، 2 مرداد ماه، 1396 ] 2819 مشاهده